أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
120
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
داشت ، در دستان آنان انباشته شد و قريش بار ديگر تجارت تابستانى و زمستانى خود را كه از حدود مكه بيرون مىرفت آغاز كرد . از سوى ديگر ، مهاجرانى از شهرهاى مختلف فتح شده به اين سوى سرازير شدند و با آمدن آنان بسيارى از لغات و آداب و رسوم آنان نيز وارد اين شهر شد . مكيان گونههاى جديدى از غذا را تجربه كردند و برخى از رداهايى كه اواخر دورهء جاهلى باب شده بود ، منهاى استفاده از حرير كه قرآن تحريم كرده بود ، بار ديگر باب شد و در عوضِ عدم استفاده از حرير ، در استفاده از رنگهاى متنوع براى لباسها مانند قرمز و زرد روشن اصرار بيشترى شد . اين بار مجالس داستانسرايى كه زمانى مرفهان هنرمند آنها را فراهم مىآوردند در شكل حلقات درسى و خواندن مواعظ آغاز شد ، مجالسى كه اصحاب سيره و مغازى در آنها روايت نقل مىكردند ، و يا ثروتمندان از تجارت و قيمت اجناس مختلف سخن مىگفتند . مكه اين زمان ، با معناى مركزيت در حكومت آشنا مىشد و تعصب نسبت شيوخ را در تيرهها و قبايل فراموش مىكرد ، چيزى كه نخستين بار در حكومت عتاب بن اسيد و پذيرش آن تجربه كرد و آن را تنها منبع قابل اعتنا در اوامر و نواهى بعد از قرآن و سنت دانست . اين در حالى بود كه در جاهليت ، حكومت ميان دهها شيخ كه به صورتهاى مختلف حكومت مىكردند ، تقسيم شده بود . عتاب برخوردى مهربانانه و عدالت جويانهاى با آنان داشت كه مكيان در گذشته ، تجربهاى از آن نداشتند ؛ چندان كه حلم و تواضع او چنان بود كه محيط امنى را برايشان فراهم كرد كه در آن از هيچ مستبد و ستمگرِ خونريزى هراس نداشتند . اين وضعيت در دوران خلفاى نخستين ادامه يافت . اميران مكه در اين مدت از نزديكى خود به مركز خلافت و ارتباطشان با چهرههاى برجسته در مدينه آگاه بودند .